تبلیغات
.::کلبه عاشقانه ی من::. - مطالب تیر 1392
 
.::کلبه عاشقانه ی من::.
..::::دستم را که میگیری..دیگر یک آدم معمولی نیستم::::..
سلام دوستان.....زیاد صحبت نمی کنم و میرم سر اصل مطلب..................

چند روز پیش من با دوستم سعید رفتیم بیرون و از کنکور به بعد همو ندیده بودیم.........با هم رفتیم بیرون و راستش دلمون هر دو یکم گرفته بود چون امسال نخوندیم برای کنکور....... و عمدا با هم رفتیم بیرون تا هم یک مقدار درد دل کنیم و هم برای بعدن ببینیم چه باید کرد.......از گذشته ها گفتیم از اون خاطرات و حرفا و کار ها.......... و یک مقدار هم راجع اون کسی که دوسش دارم حرف زدیم ....

توی پارک نشسته بودیم و سعید یک قطعه از کار هاش که با پسر خاله اش محمد انجام داده بود رو با موبایلش پخش کرد بسیار برام این قطعه زیبا بود و لذت بردم و با خودم گفتم بیام و بزارم اینو تا شما هم لذت ببرید....راستی یادم رفت بگم سعید خیلی علاقه به موسیقی و ساز گیتار داره ....و گیتارشو با هیچی عوض نمیکنه چون عشقشه...........

این قطعه رو جهت دانلود شما دوستان و عزیزان قرار دادم و گوش کنید و ببینید چطوریه و نظر بدید در همین قسمت......

از نظر من کاری بسیار احساسی و زیبا هست .......منو خیلی یاد اون مینداخت.....شما هم شاید یاد کسی بیفتید 

امیدوارم از این قطعه لذت ببرید

نام آهنگ خداحافظ هست

لینک فایلحجم فایل
saeed_ft_mohamad(khodahafez).mp32958.407 KB
 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوستان من یک شعر چند وقته پیش توی یک کلیپ صوتی از پروفسور انوشه شنیدم که از مولانا نقل می کرد و منو جذب خودش کرد و از اون روز اعتقاد من به عشق همین بود و حتا اون بنده خدارو اینطوری دوست داشتم و حس جنسی به اون باورتون میشه بی معنای برام یعنی گاهی اومدم از اون یک آدم خراب و شهوت ران بسازم اما انگار نمیشه اصلا.........تنها کسی بوده که واقعا نه به صداش نه به زیباییش و نه تیپش نه اندام یک نفر برام معیار نیست فقط صحبت کردن و حرف هایی که با نگاهش میزنه منو جذب خودش کرده که میدونم اون نگاهش و همه اون زیبایی هاش داره میگه:الله جمال و یحب الجمال( خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد)


این شعر رو بخونید حتما.............................


هین رها کن عشقهای صورتی عشق برصورت نه بر روی سطی


آنچه معشوق است صورت نیست ، آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان


آنچه بر صورت,,, تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای


صورتش برجاست این سیری ز چیست عاشقا واجو که معشوق تو کیست


پرتو خورشید بر دیوار تافت تابش عاریتی دیوار یافت


بر کلوخی دل چه بندی ای سلیم وا طلب عشقی که پاید او مقیم


ما در این انبار گندم می کنیم گندم جمع امده گم میکنیم


می نیندیشیم آخر ما به هوش که این خلل در گندم است از مکر موش


موش در انبار ما حفره زده است وز فنش انبار ما ویران شدست


گر نه موشی دزد در انبار ماست گندم اعمال چهل ساله کجاست


اول ای جان دفع شر موش کن وانگهان در جمع گندم کوش کن


بشنو از اخبار آن صدر و صدور لا صـلاة تــم الاّ بالحــضور


نوع مطلب : اشعار ادبی و زیبا، من و تو!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی